تکثرگرایی در روابط بین الملل و امکان ارائه نظریه های غیرغربی

نویسندگان

1 دانشگاه امام صادق

2 دانشگاه تهران

doi
چکیده

دانش روابط بین­ الملل از ابتدا در قلمرو مغرب ­زمین پدیدار شده و همین واقعیت با اعطای منزلت رهبری به محافل فکری و دانشگاهی غرب شرایطی را رقم زده است که ماهیت غرب ­محور این دانش طی چند دهه از طریق ایجاد حصارهایی به گرد آن و وضع و تحمیل برخی ضوابط نظریه ­پردازی همچنان محفوظ نگاه داشته شود. مقاله حاضر با هدف زمینه­ سنجی برای ارائه نظریه­ های بومی، این مدعا را مطرح می ­سازد که از اواخر قرن بیستم تاکنون، بر اثر ظهور رهیافت بازاندیش­گرایی، رواج تعاریف موسّع ­تر از نظریه، فراخ­­ شدن گسترۀ موضوعات بین­ المللی و نیز نقش ­آفرینی جدی ­تر کنش­گران غیرغربی، حصارهای فرانظری و نظریِ ایجادشده پیرامون دانش روابط بین­ الملل شکسته شده است و اکنون این دانش، با خروج تدریجی از انحصار غربی، در وضعیت تکثر و عدم امکان چیرگی یک پارادایم، فرانظریه، نظریه و رهیافت واحد قرار دارد. وضعیت کنونیِ تکثر و هم­زیستیِ پارادایم­ ها و رهیافت ­ها در کنار تحولات جریان­ ساز محیط جهانی، فرصت مغتنمی را برای تولید نظریه ­های بومی توسط اندیش­مندان غیرغربی فراهم می­ سازد.