مقایسه کارایی بالینی ماتریکس درمان پذیرش و تعهد با درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت و درمان شناختی- رفتاری هافمن بر اختلال اضطراب اجتماعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روان‌شناسی بالینی، گروه روان‌شناسی بالینی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.

2 استادیار، گروه روان‌شناسی بالینی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.

3 استادیار، گروه روان‌شناسی بالینی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.

4 استادیار، گروه روان‌شناسی بالینی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.

doi
10.48308/apsy.2022.225361.1241
چکیده

هدف: شواهد تجربی و نظری نشان می­دهد که مداخله­ های­ شناختی- رفتاری، کارایی پایداری ندارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسة کارایی بالینی ماتریکس درمان­ پذیرش ­و تعهد با درمان ­­پذیرش ­و تعهد متمرکز بر شفقت و درمان­شناختی- رفتاری هافمن بر اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش­: این پژوهش از نوع کارآزمایی ­بالینی یک­سر کور با طرح آزمایشی تک­آزمودنی با خط پایة ­چندگانه ناهمزمان بود که به­روش ­نمونه­ گیری هدفمند در طی 12­جلسۀ 60 ­دقیقه­ ای با پیگیری 2 ­ماهه بر روی 9­ دانشجو با اختلال اضطراب اجتماعی اجرا شد. برای مقایسة نتایج این سه الگوی ­مداخله­ ای، از مقیاس اضطراب­­ اجتماعی ­لیبویتز (هیمبرگ و همکاران، 1999)، فرم کوتاه مقیاس خود­ شفقت­ورزی (ریس و همکاران، 2011)، نسخۀ دوم پرسشنامۀ ­پذیرش ­و عمل (باند و همکاران، 2011) و پرسشنامۀ زندگی ­ارزشمند (ویلسون و همکاران، 2010) استفاده شد. داده­ها به روش ترسیم­دیداری، درصد بهبودی، شاخص ­تغییر پایا و شاخص­ های شش­گانه کارایی بالینی تحلیل شدند. یافته­ ها: نتایج نشان داد که­ هر سه روش مداخله ­ای در کاهش اضطراب ­اجتماعی (2.58->Z) و افزایش انعطاف ­پذیری­ موثر و از لحاظ بالینی معنادار است (2.58Z>). با ­این ­وجود، درمان­شناختی- رفتاری هافمن در افزایش خود شفقت ­ورزی و زندگی­ ارزشمند از لحاظ بالینی موثر و معنادار نبود (1.96>Z)، و این نتایج نیز در پایان دورۀ پیگیری 2­ماهه حفظ شد. نتیجه ­گیری: بنابراین ماتریکس درمان ­پذیرش ­و تعهد و درمان ­پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت از نظر اندازه ­­تغییر، ثبات، کلیت ­تغییر و ایمنی در مقایسه با درمان­شناختی- رفتاری هافمن، کارایی بالینی موثرتری دارند، اما هر سه روش مداخله در میزان ­پذیرش و عمومیت تغییر مشابه بودند.