دریدا و خوانش اسطورۀ برج بابل: شالوده شکنیِ نگرش و سیاست خشونت طلبانۀ سامی ها با استفاده از مفهوم دوستی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان.

2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان

3 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

4 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

مقالة حاضر تلاشی است که ضمن تلقی «برج افسانه­ای بابل» به عنوان نماد خشونت و سلطه ­طلبی معماران آن (سامی­ها)، به شیوة توصیفی-تحلیلی و با استفاده از رویکرد شک­ گرایانۀ شالوده ­شکنی، این نوع نگرش و سیاست را به چالش می­ کشد. دریدا بنای برج بابل را در راستای حفظ تبار و زبان واحد و از آن طریق، ایجاد یک امپراطوری عظیم نژادی و زبانی، تلاش سامی ­ها برای خلق معنایی معین تلقی می­ کند و بر آن است تا با اعطای معنایی بدیع به مفهوم «دوستی»، بر بنیاد تعاریف متفاوتی از مفاهیم «برادری»، «مسئولیت ­پذیری»، «هدیه»، «مهمان ­نوازی» و «بخشایش» (که همگی برخلاف گفتمان سنتی، دارای ویژگی نمادین، نامحدود، ناگسستنی و نامشروط هستند)، نویدبخش شیوه­ای تازه­ و اصیل از سیاست و حکومت با عنوان «دموکراسی در راه» باشد. بدین ­ترتیب، دریدا فروپاشی برج بابل را از جانب خداوند، نماد پایان خودمحوری و دیگر­ستیزی و آغازی بر حرکت به سمت آزادی و برابری قلمداد می­ کند.