فلسفه تاریخ و پایان تاریخ فوکویاما
نویسندگان
1 عضو هیات علمی پروه انقلاب اسلامی و تاریخ و تمدن دانشکده معارف و اندیشه اسلامی دانشگاه تهران
doi
10.30465/os.2019.4246چکیده
پایان تاریخ به عنوان ایده دهه پایانی قرن بیستم از اتمام چندین قرن منازعه ایدئولوژیکی سخن به میان اورد. منازعهای که از عصر روشنگری بین ایدئولوژیهای مختلف بشری که ادعای کشف قانونمندی حاکم بر تاریخ داشتند، در گرفته بود. فلسفه نظری یا فلسفه جوهری تاریخ به عنوان یک دانش«هستیشناسانه» به دنبال فهم هستی تاریخ، سیر تحول آن و کشف معانی نهفته در روندها و رویدادهای کلی تاریخ است. فهم هستیشناسانه کمک میکند قانونمندی حاکم بر تاریخ را در صورت وجود کشف کنیم. در فلسفه تاریخ با سه پرسش اساسی غایت تاریخ، محرک تاریخ و منازل حرکت تاریخ مواجه هستیم. با وجود جنجالهای نظری زیادی که بعد از طرح پایان تاریخ فوکویاما مطرح شد و کماکان هم ادامه دارد، تاملی انتقادی از منظر پرسشهای اصلی فلسفه تاریخ صورت نگرفته است. هدف این پژوهش تاملی انتقادی بر پایان تاریخ فوکویاما از منظر فلسفه تاریخ است، به نظر میرسد با بررسی ایده فوکویاما از زاویه پرسشهای سهگانه فوق میتوان بسیاری از عناصر و مولفههای نظریه فوکویاما را که با چینش در کنار هم از جهانشمولی لیبرال دموکراسی دفاع میکنند را مورد چالش جدی قرار داد.