روش شناسی فهم اندیشۀ سیاسی: اشتراوس و اسکینر (مقایسه‌ای انتقادی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران

2 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران

doi
چکیده

پرسش از تفسیر اندیشۀ سیاسی در کانون این مقاله قرار دارد. برای تفسیر اندیشۀ سیاسی چند شیوۀ مسلط وجود دارد؛ از جمله: کشف سازۀ منطقی متن، تحلیل گفتمان و روش­های هرمنوتیکی. روش­های هرمنوتیکی نیز خود به دو دستۀ کلان رویکردهای متن­گرا و بافت­گرا تقسیم می­ شوند. در بُعد نظری، مقاله کوشیده است تا با تمرکز بر روشِ تفسیر هرمنوتیکیِ متن، روش دو تن از مفسرین شاخص معاصر (اشتراوس و اسکینر) را با یکدیگر مقایسۀ انتقادی کند و ضمن شرح آرای روش شناختی-تفسیری اشتراوس، از مکتب تفسیری متن­گرایی، انتقادات اسکینر علیه مکتب متن­گرایی، عموماً و اشتراوس،خصوصاً را برشمارد و در نهایت توصیفی از روشِ اسکینر را ارائه کند. مقاله برای فهم بهتر انتقادات اسکینر علیه مکتب اشتراوس نمونه‌ای از تاریخ­نگاری اشتراوسی اندیشه را از آرای تفاسیری طباطبایی ذکر کرده و چگونگی کاربرد روش اشتراوس و معایب احتمالی آن را مختصراً نشان داده است. هدف مقاله توصیف نظری و مقایسۀ تطبیقی دو شیوۀ تفسیر اندیشۀ سیاسی است، کاری که برای تاریخ­ نگاری اندیشه اهمیت به سزایی دارد. مقاله نهایتاً به این جمع­ بندی رسیده که در قرائت متن­ گرا از آرای سیاسی کاستی‌هایی وجود دارد که می­ توان با کاربست روش اسکینری برخی از آن­ها را جبران کرد.