مقایسه واکنش‌پذیری هیجانی و نظریه ذهن دختران براساس سبک‌های ابرازگری هیجانی مادران

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد، گروه مشاوره، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 استادیار گروه مشاوره، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 استادیار گروه مشاوره، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.52547/apsy.2022.225331.1239
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسۀ واکنش ­پذیری هیجانی و نظریه ذهن کودکان بر اساس سبک ­های ابرازگری هیجانی مادرانشان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع علّی-مقایسه­ ای بود و در دو گام به صورت آنلاین به انجام رسید. ابتدا با استفاده از روش نمونه ­گیری در دسترس، تعداد 105 نفر از مادرانی که نمرات آن­ها در هر یک از پرسشنامه ­های ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (1990)، دوسوگرایی در ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (1990) و کنترل هیجانی راجر و نشوور (1987) یک انحراف استاندارد بالاتر از میانگین به دست آمد (در هر گروه 35 نفر) به گام دوم وارد شدند. در گام دوم برای دختران 10-12 ساله این مادران پرسشنامه ­های نظریه ذهن (موریس، 1999؛ بارون-کوهن، 2001) و واکنش ­پذیری هیجانی ناک (2008) اجرا شد. داده­ ها به روش تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته­ ها: نتایج نشان داد میزان واکنش ­پذیری هیجانی (001/0=p) فرزندانِ مادران با سبک­ های کنترل و دوسوگرایی هیجانی به ترتیب بالا­تر از سبک ابراز­گری هیجانی است و نمرات نظریه ذهن (001/0=p) فرزندانِ مادران با سبک­ های کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابرازگری هیجان به ترتیب پایین ­تر از سبک ابراز­گری هیجانی است. نتیجه ­گیری: تبیین یافته­ ها نشان می ­دهد که در سبک کنترل هیجانی به ­سبب سرکوب هیجانات، کودکان واکنش­ پذیری هیجانی بیشتری داشته و توانایی پردازش هیجانات در آن­ها پایین ­تر است؛ درحالی که در سبک ابراز­گری هیجانی، تعادل در ابراز هیجانات باعث می­ شود کودک از آگاهی هیجانی بالایی برخوردار بوده و بهتر بتواند با دیگران ارتباط بگیرد.