دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده در قبال مهاجران مکزیکی پس از جنگ سرد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات بریتانیا دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران،ایران
2 دانشیار دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه، تهران، ایران
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران،ایران
doi
چکیده
پژوهش پیشرو با تأملی انتقادی در باب کارکرد دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده، به واکاوی شیوههای مداخله نمادین آن در تنظیم مناسبات مهاجرتی با مکزیک در دوران پساجنگ سرد میپردازد. پرسش بنیادین این مطالعه از این منظر طرح میشود که چگونه دیپلماسی فرهنگی آمریکا، در مقام ابزاری از جنس قدرت نرم، به پاسخگویی به مطالبات معیشتی و اجتماعی مهاجران مکزیکی پرداخته و چه نقشی در فرآیند ادغام آنان در کالبد جامعه آمریکایی ایفا کرده است؟ بر مبنای فرضیهای تحلیلی، این مقاله مدعی است که ابتکارات فرهنگی ایالات متحده، با تأکید بر ظرفیتهای توانمندساز، بازسازی تصویر عمومی مهاجران و اشاعه ارزشهای بهظاهر مشترک، بستری برای تسهیل فرآیند ادغام فراهم آوردهاند؛ و در عین حال تلاش کردهاند اثرات گاه نامتوازن و سرکوبگر سیاستهای مهاجرتی سختگیرانه را تقلیل دهند. این پژوهش، با اتکا بر منظری نظری برگرفته از انگاره «قدرت نرم» و مفهوم «بینافکنی فرهنگی»، و با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای اسنادی، به تحلیل وجوه متکثر دیپلماسی فرهنگی از جمله مبادلات آموزشی، مشارکت نهادهای جامعه مدنی و ظرفیت زبانی مهاجران اسپانیولیزبان در بستر آمریکایی پرداخته است. یافتهها حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی، هرچند در کاستن از منازعات مهاجرتی و ارتقاء سطح گفتوگوی میانفرهنگی میان دو کشور تا اندازهای مؤثر بوده، اما همچنان در دل خود با تعارضاتی ساختاری همچون قطبیسازی سیاسی، فقدان راهبردی جامع در سیاستگذاری زبانی، و محدودیتهای نهادین مواجه است.