آزمون مدل ساختاری روابط بین سبکهای دلبستگی ناایمن و گرایش به خودکشی در زنان: بررسی نقش میانجیگر راهبردهای تنظیم هیجان و تحریف های شناختی بین فردی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، واحد خمینیشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، خمینی شهر، ایران.
2 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی-غیردولتی فیض الاسلام، خمینی شهر، ایران.
3 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی-غیردولتی فیض الاسلام، خمینی شهر، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2023.54902.5368چکیده
پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل ساختاری روابط بین سبکهای دلبستگی ناایمن با گرایش به خودکشی با توجه به نقش میانجیگر راهبردهای تنظیم هیجان و تحریفهای شناختی بینفردی در زنان متأهل شهر اصفهان انجام شد. طرح پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعهآماری پژوهش شامل زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز بهداشت در شهر اصفهان بود که 350 نفر از آنها با استفاده از روش نمونهگیری سهمیهای انتخاب شدند. شرکتکنندگان در پژوهش به فرم کوتاه مقیاس تجـارب در روابـط نزدیـک (وی و همکاران، 2007)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001) و مقیاسهای نگرشهای چندگانه گرایش به خودکشی (اورباخ و همکاران، 1991) و تحریفهای شناختی بینفردی (هامامچی و بایکوزتورک، 2004) پاسخ دادند. دادهها با روش مدلیابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزارهای آماری SPSS-24 و AMOS-24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج آزمون مدل نشان داد که شاخصهای برازش مربوط به مدل پژوهش با دادههای تجربی برازش خوبی دارند. بررسی پارامترهای مدل نیز نشان داد که تمام ضرایب مسیر، به جز مسیر دلبستگی اضطرابی به گرایش به خودکشی، و اثرات غیرمستقیم مدل معنادارند (0/01˂p). راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجانی و تحریفهای شناختی بینفردی میتوانند به عنوان متغیرهای میانجیگر، ارتباط بین سبکهای دلبستگی ناایمن و گرایش به خودکشی را تبیین کنند.