بررسی تاثیر تجزیه و تحلیل کسب و کار بر عملکرد اقتصادی شرکت ها با نقش میانجی کیفیت اطلاعات، قابلیت نوآوری و چابکی (مطالعه موردی: کارخانجات کاشی و سرامیک استان یزد)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد مهندسی مالی دانشگاه علم و هنر
2 استادیار و عضو هیات علمی گروه اقتصاد دانشگاه میبد
3 استاد دانشکده اقتصاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22034/bs.2023.1983244.2697چکیده
اتخاذ تصمیمهای راهبردی در محیط کسبوکار کنونی چالشی است که اکثر سازمانها با آن مواجهاند. در این خصوص تجزیهوتحلیل کسبوکار، دادههای مختلف و پراکنده یک سازمان را یکپارچه و منسجم میسازد و گزارشهای تحلیلی و چندبعدی را برای تصمیمگیری مدیران سازمان فراهم میسازد و ازاینرو میتواند بهطور غیرمستقیم بر عملکرد اقتصادی شرکت اثرگذار باشد. اما از طرفی اثربخش نبودن تجزیهوتحلیل کسبوکار بر عملکرد، اثرات منفی بسیاری دارد که بایستی مورد بررسی قرار بگیرد. از طرفی کیفیت اطلاعات و قابلیتهای نوآوری با تأثیرپذیری از تجزیهوتحلیل کسبوکار و چابکی سازمان از طریق افزایش انعطافپذیری، سرعت و کیفیت سازمان میتوانند موجب اثرگذاری در این فرایند گردد. هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی نقش تجزیهوتحلیل کسبوکار بر چابکی و عملکرد کارخانههای کاشی و سرامیک میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 360 نفر کارکنان و مدیران استان یزد و بهمنظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفادهشده است. از لحاظ هدف، این تحقیق از نوع کاربردی و از جهت ماهیت پژوهشی، توصیفی است. بر اساس مبانی نظری در تشریح هوش کسبوکار، تجزیهوتحلیل کسبوکار و مدیریت عملکرد، فرضیاتی تدوین شد. نتایج پژوهش نشاندهنده تأثیر معنیدار قابلیتهای تجزیهوتحلیل کسبوکار بر کیفیت اطلاعات (با ضریب مسیر 598/0) و قابلیتهای نوآوری (با ضریب مسیر 463/0) است. کیفیت اطلاعات و قابلیتهای نوآوری به ترتیب با ضریب مسیر 482/0 و 359/0 بر متغیر وابسته چابکی، تأثیر دارند. تأثیر مسیر چابکی بر عملکرد، دارای بیشترین ضریب مسیر (770/0) است.