از سیاست مدرن تا سیاست پسامدرن (تأثیر تطورات مفهومی سیاست بر حوزه جامعه‏ شناسی سیاسی تطبیقی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22067/jss.v0i0.8711
چکیده

در این مقاله نگارنده درصدد است تا در پرتو تغییراتی که در فضای مفهومی واژگان «سیاست» و «قدرت» از دوران مدرن به پسامدرن صورت گرفت، تأثیرات این تغییرات را بر «جامعه‏شناسـی سیـاسی تطبیقی»(Comparative Political Sociology) بنمایاند. در این مسیر، پس از مطالعة نظری چگونگی تغییر فضای مفهومی و نظام مدلولی واژگان مورد بررسی، مشخص می‏شود که به موازات سیاسی شدن پدیده های غیرسیاسی مدرن نظیر امور اجتماعی، فرهنگی و معرفتی در دستگاه نظری پسامدرن(با تأکید بر اندیشه های میشل فوکو)، حوزه «جامعه‏شناسی سیاسی»(Political Sociology) و بالطّبع جامعه‏شناسی سیاسی تطبیقی هم از حیث گستره و هم از جهت موضوعی بسط یافته و لاجرم استفاده روش‌های تلفیقی را در دستورکار خود قرار داده اند. به‏علاوه، گسترش مرزهای سیاست موجب شده که مرز میان حوزه‏های مورد بحث با سایر حوزه‏های علمی کم رنگ‏تر شده و آن‌ها را به یک‌دیگر وابسته‏تر سازد.