نقد نظریة مارکسیستی استبداد شرقی در چشم انداز تاریخ ایران

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان

2 دانشگاه علوم آکادمی تاجیکستان

doi
چکیده

مقالة حاضر در پی آن است تا با محور قرار دادن نظریة فئودالیسم به­عنوان نظریة رقیب استبداد شرقی، تمرکز اصلی بحث خود را بر روی آن قرار داده و ضمن بررسی نظریه­های موجود در این زمینه، فرضیة اصلی خود، یعنی «شکل­گیری استبداد شرقی در ایران بر اثر حملة اقوام خارجی» را تحلیل نماید. تحلیل فرضیة شکل­گیری استبداد شرقی در ایران بر اثر حملة اقوام خارجی، بر مبنای موارد زیر انجام می­شود: نخست، وجود دوره­ای تاریخی به نام فئودالیسم در ایران-که در مقابل استبداد شرقی قرار دارد- این فرضیه را مورد تأیید قرار می­دهد؛ چراکه در دورة ایران باستان شاهد این نظام هستیم و اوج آن در «سلسلة ساسانی» است. دوم، شکل­گیری استبداد شرقی در ایران، امری جبری و ناشی از شرایط اقلیمی محسوب نمی­شود، بلکه ورود اقوام مهاجم با فرهنگ متمایز از فرهنگ فئودالی، باعث حاکمیت تدریجی استبداد شرقی در ایران شد. در این پژوهش به برخی از این عناصر پرداخته می­شود و لذا تاریخ این سرزمین با دیدگاه نوینی مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار می­گیرد.