اثر تنش خشکی و زوال بذر بر دماهای کاردینال جوانهزنی بذر گلرنگ (.Carthamus tinctorius L)
نویسندگان
1 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد رشته علوم و تکنولوژی بذر، دانشگاه بیرجند
2 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد رشته علوم و تکنولوژی بذر، دانشگاه تهران
3 دانشجوی سابق دکتری رشته علوم و تکنولوژی بذر، دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
doi
10.22077/escs.2020.2659.1705چکیده
این تحقیق بهمنظور تعیین دمای کاردینال جوانهزنی (دمای پایه، مطلوب و بیشینه جوانهزنی) بذر گلرنگ رقم صفه تحت شرایط تنش اسمزی (تنش خشکی) و زوال بذر (پیری تسریع شده) به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح مختلف پتانسیل اسمزی (0، ، 0.4- و 0.8- مگاپاسکال)، دماهای مختلف (5، 10، 15، 20، 25، 30، 35 و 40 درجه سانتیگراد) و زوال بذر (برای مدت زمان صفر و 5 روز) بود. با استفاده از مدل سیگموئیدی 3 پارامتره جوانهزنی بذر گلرنگ در دماها و پتانسیلهای اسمزی مختلف برای بذرهای زوال یافته و بدون زوال کمیسازی شد و درصد و زمان رسیدن به 50 درصد جوانهزنی بهدست آمد و در نهایت با استفاده از مدلهای دوتکهای، بتا و دندانمانند دماهای کاردینال برای بذرهای بدون زوال و زوال یافته گلرنگ برآورد شدند. نتایج نشان داد که برای بذرهای بدون زوال و زوال یافته؛ دما و پتانسیل اسمزی علاوه بر درصد جوانهزنی بر سرعت جوانهزنی بذر گلرنگ نیز اثر گذار بود. در مقایسه 3 مدل استفاده شده جهت تعیین دمای کاردینال و با توجه به پارامترهای RMSE، CV، R2، SE مناسبترین مدل جهت تخمین دماهای کاردینال بذر گلرنگ برای بذرهای بدون زوال پتانسیلهای صفر، 0.4- و 0.8- مگاپاسکال بهترتیب مدل دندان مانند، دوتکهای و دوتکهای بود ولی برای بذرهای زوال یافته گلرنگ در تمامی سطوح پتانسیل اسمزی مناسبترین مدل، مدل دوتکهای بود. نتایج بهدست آمده نشان داد که در بذرهای زوال یافته دامنه دمایی جوانهزنی کاهش مییابد. استفاده از مدلهای رگرسیون غیرخطی جهت کمیسازی پاسخ جوانهزنی بذرهای گلرنگ بدون زوال و زوال یافته به سطوح مختلف پتانسیل اسمزی در دماهای مختلف دارای نتایج قابل قبولی بود. بنابراین با استفاده از خروجی این مدلها در دماهای مختلف میتوان سرعت جوانهزنی را در پتانسیلهای مختلف برای بذر گلرنگ پیشبینی نمود.