بازکشفِ مردم در برنامه ریزی هم کارانه (ارتباطی) به میانجیِ انگاشتِ آغازِ سیاست

نویسندگان

1 دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

برنامه ­ریزی هم­کارانه به ­عنوان رهیافتی نوین در نظریه ­ی برنامه ­ریزی، به دلیل نادیده گرفتن روابط قدرت و ساز­و­کارهای آن در جامعه، از سوی برخی صاحب­نظرانِ برنامه­ ریزی به­ عنوان ابزاری برای تسهیل پیاده ­سازی اید­ئولوژی نئولیبرال مورد انتقاد قرار گرفته است. منتقدین بر این باورند که به دلیل کژشماریِ بنیادین، مردم واقعی یعنی توده ­های بدونِ سهم در جامعه، از فرآیندِ این نوع برنامه ­ریزی طرد می ­شوند. هدف این مقاله کشف عرصه­ های ناشناخته ­ی برنامه ­ریزی هم­کارانه، با به ­کارگیری انگاشت آغاز سیاست به­ مثابه ­ی صورت­بندیِ جدید از سیاستِ واقعی و رهیافت نوین به ­منظور بازکشفِ مردم است. با توجه به چارچوب انتخاب شده در این مقاله، معنای حقیقی سیاست در انگاشت آغاز سیاست، استقلالِ سیاست از دولت است. استقلال یاد شده، برسازنده ­ی پیش ­بینی ­ناپذیری در عرصه­ ی سیاسی و اجتماعی است و سبب ارجاع دوباره به انرژی سیاسی مردم می ­شود، موضوعی که در برنامه ­ریزی هم­کارانه رُخ نداده و انرژی سیاسی در فرآیند مشاوره و همکاری با گروه­های درون قدرت و صاحبان سرمایه مستحیل می ­گردد.