روابط ساختاری نگرانی، نشخوار فکری، بیخوابی و عواطف منفی با افکار پارانوئید
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، دانشکده علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران.
2 دکتری روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
3 دکتری روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
4 کارشناسی ارشد روان شناسی سلامت، دانشکده علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2023.16512چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی روابط ساختاری نگرانی، نشخوار فکری، بیخوابی و عواطف منفی با افکار پارانوئید بود. طرح پژوهش حاضر، از نوع توصیفی همبستگی است. برای این منظور، 420 نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر با استفاده از نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای نگرانی پنسیلوانیا، مقیاس نشخوار فکری نالن هاکسما، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لویباند، مقیاس بیخوابی بوستین و مقیاس افکار پارانوئید که در اختیار آنها گذاشته شده بود، پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقهبندی، پردازش و تحلیل دادهها و بررسی فرضیههای پژوهش از نرم افزارهای آماری 22SPSS و لیزرل 85,8 استفاده شد. ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخصهای برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازهگیری، برازش دارد (CFI = 0/98, NFI = 0/96, RMSEA = 0/048). نتایج نشان داد که بیخوابی به صورت غیر مستقیم از طریق عاطفه منفی و نگرانی و نشخوارهای فکری بر افکار پارانویا و همچنین عاطفه منفی بهصورت غیرمستقیم از طریق نشخوار و نگرانی بر افکار پارانوئید تاثیر دارد. میتوان براساس یافتههای پژوهش، نتیجه گرفت که عاطفه منفی و نگرانی و نشخوارهای فکری در رابطه بین بیخوابی و افکار پارنویا نقش واسطهای دارد. توجه به این مکانیسم تاثیر، در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی کارآمد برای کاهش افکار پارانویا میتواند موثر باشد.