عوامل مؤثر بر سیاست خارجی انگلیس در خلیج فارس (1979-1968)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
3 استاد علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، ایران
doi
چکیده
سیاست خارجی انگلیس در خلیجفارس از قرن 18 به بعد، بر این منطقه تأثیراتی مهم داشته است. این امر بهویژه پس از خروج انگلیس به عنوان یک قدرت سنتی از منطقه خلیجفارس در اوایل دهه 1970، حائز اهمیت بوده است. این مقاله سعی در پاسخ به این پرسش دارد که چه عواملی بر سیاست خارجی انگلیس در منطقه خلیجفارس در بازه زمانی 1968 تا 1979 مؤثر بوده است؟ فرضیه اصلی مقاله این است سیاست خارجی انگلستان در خلیج فارس در این دوره، تابعی از تأمین منافع این کشور بهویژه تأمین انرژی از طریق حفظ توازن قوا بین کشورهای منطقه بوده است. بر این اساس، نویسندگان با بهرهگیری از مدل مایکل برچر، ساختار سیاسی داخلی حزبی انگلیس که منجر به چرخش نخبگان سیاست خارجی میشود را بهعنوان یک عامل مؤثر محیط عملیاتی بر سیاست خارجی این کشور در منطقهی خلیجفارس در بازه زمانی مورد اشاره، واکاوی کردهاند. یافته های این پژوهش نشان میدهد که ساختار دو حزبی حاکم بر انگلیس، در آستانه وقوع انقلاب اسلامی بر سیاست خارجی این کشور در منطقه خلیجفارس تأثیرگذار بوده است، به طوری که جهت گیری سیاست خارجی انگلیس در بازه زمانی 1968 تا 1979 (در آستانه وقوع انقلاب اسلامی) در منطقه خلیجفارس، مبتنی بر تلاش برای حفظ ثبات منطقه، حفظ نفوذ حداکثری و تأمین منافع خود در همراهی با ایالات متحده بوده است. در این مقاله، روششناسی تفسیری یعنی تحلیل عینی دادهها و تفسیر محتوایی آنها به کار گرفته شده است. در واقع، روششناسی مورد استفاده در این تحقیق یک روششناسی تفسیری و تحلیلی است.