الگوی ساختاری درد ادراک شده بر اساس سیستم های مغزی/رفتاری و حمایت اجتماعی با میانجیگری تحمل پریشانی
نویسندگان
1 استادیار، گروه روان شناسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
2 استادیار، گروه داخلی اعصاب، واحد پزشکی تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه روانشناسی سلامت، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران.
4 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
5 دانشیار، گروه روان شناسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.
doi
10.52547/apsy.2021.221269.1017چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین الگوی ساختاری درد ادراک شده براساس سیستمهای مغزی/رفتاری و حمایت اجتماعی با میانجیگری تحمل پریشانی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام بیماران مبتلا به میگرن مراجعه کننده به بیمارستان بوعلی و دو کلینیک مغز و اعصاب در شهر تهران در سال 1399 بود که از میان آنها 374 بیمار به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس سیستمهای بازداری/فعالسازی رفتاری کارور و وایت (1994)؛ مقیاس چندوجهی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988)؛ مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) و پرسشنامه دردهای مزمن محمدیان (1374) بود. دادههای پژوهش حاضر با استفاده از روش الگویابی معادلههای ساختاری تحلیل شدند. یافتهها: در پژوهش حاضر یافتهها حاکی از برازش الگوی ساختاری پژوهش با دادههای گردآوری شده بود. ضریب مسیر غیرمستقیم بین سیستم فعالساز رفتاری و درد ادراک شده منفی بود (001/0=P، 109/0-=β). درنهایت ضریب مسیر غیرمستقیم بین حمایت اجتماعی ادراک شده و درد ادراک شده منفی بود (001/0=P، 145/0-=β). نتیجهگیری: به نظر میرسد حمایت اجتماعی ادراک شده و نظام فعالساز رفتاری انگیزه فرد را برای تحمل پریشانی ناشی از درد با هدف کاهش آن فراهم میآورند. براساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر مداخلاتی که تظاهرات سیستمهای مغزی/ رفتاری را تعدیل میکنند و فراهم آوردن گروههای حمایتی در جهت ارائه حمایت اجتماعی به بیماران مبتلا به درد میگرن پیشنهاد میشود.