ارائه مدل ساختاری اختلال اضطراب اجتماعی بر اساس مولفههای آسیبهای دوران کودکی و سبک دلبستگی ناایمن با میانجیگری باورهای فراشناخت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
2 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
3 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2023.16507چکیده
هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل معادلات ساختاری اختلال اضطراب اجتماعی بر اساس مولفههای آسیبهای دوران کودکی و سبک دلبستگی ناایمن با میانجیگری باورهای فراشناخت بود. طرح پژوهشی، همبستگی و به شیوه معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات در سال تحصیلی 1401-1400 در استان تهران بودند. تعداد 306 نفرکه در پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور نمره بالای 40 را بدست آورده بودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای تجارب آسیبزای محمدخانی(2003)، پرسشنامه سبکهای دلبستگی هازن و شیور(1987)، باورهای فراشناخت ولز(2003) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور(2000) استفاده شد. سپس دادههای به دست آمده وارد مدل مفروضه معادلات ساختاری گردید. به منظور تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده از نرم افزارSPSS19 و AMOS24 استفاده شد. نتایج تحلیل مدل نشان داد که مدل فرضی پژوهش با دادهها برازش مطلوبی دارد. متغیرهای پیشبین تروماهای کودکی و سبک دلبستگی ناایمن به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجیگری باورهای فراشناخت بر اختلال اضطراب اجتماعی دارای تاثیر مثبت و معنادار بودند. همچنین فراشناخت دارای تاثیر مستقیم بر اختلال اضطراب اجتماعی بود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که آسیبهای دوران کودکی و سبک دلبستگی ناایمن میتوانند پیشبینهای قوی در اختلال اضطراب اجتماعی باشند و در این میان فراشناخت به عنوان متغیر میانجی بخشی از فرآیند اثرگذاری در شکلگیری نشانههای اختلال اضطراب اجتماعی است. برگزاری کارگاههای آموزشی در زمینه آسیبهای دوران کودکی، سبکهای دلبستگی ناایمن و باورهای فراشناخت توصیه میگردد و همچنین مداخلات درمانی باید به این عوامل بپردازند.