اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی برخط بر دشواری تنظیم هیجان، احساس گناه و نشانگان تجزیه‌ای در افراد افسرده

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناس عمومی، مؤسسه آموزش عالی ادیبان، گروه روان‌شناسی، گرمسار، ایران.

2 مدرس مؤسسه آموزش عالی ادیبان، گروه روان‌شناسی، گرمسار، ایران

doi
10.52547/apsy.2021.223466.1132
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی برخط بر دشواری تنظیم هیجان، احساس گناه و نشانگان تجزیه‌­ای در افراد افسرده بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعة آماری این پژوهش شامل تمام افراد دچار افسردگی اساسی مراجعه‌­کننده به خانه­های بهداشت شهرستان گرمسار در بهار سال 1400 بودند که از میان آنها 30 نفر به روش نمونه­‌گیری دومرحله‌­ای تصادفی انتخاب و با همگن­‌سازی سن، تأهل و تحصیلات به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. شرکت کنندگان جهت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به مقیاس دشواری­های تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، ۲۰۰۴) (DERS)؛ پرسشنامة احساس گناه (کوگلر و جونز، 1992) (GI) و مقیاس تجارب تجزیه­‌ای (برنستاین و پاتنام، ۱۹۸۶) (DES) پاسخ دادند. پس از 8 جلسه رفتاردرمانی دیالکتیکی برای گروه آزمایش، داده­ه‌ای پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه‌­گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته­‌ها: نتایج پژوهش نشان داد رفتار درمانی دیالکتیکی بر دشواری تنظیم هیجان، احساس گناه و تجارب تجزیه­ای در افراد افسرده اثربخش بود (01/0>P) و اثر آن در طول زمان تداوم داشت (01/0>P). نتیجه‌­گیری: براساس نتایج حاصل به کارگیری رفتاردرمانی دیالکتیکی در درمان افسردگی اساسی و تظاهرات آن از جمله دشواری در تنظیم هیجان، احساس گناه و نشانگان تجزیه‌­ای در مراکز مشاوره و روان‌درمانی می‌­تواند مؤثر واقع شود.