ارزیابی واکنش برخی ژنوتیپ‌های برنج (Oryza sativa L.) به تنش شوری در مرحله گیاهچه ای

نویسندگان

1 استادیار گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج

2 دانشجوی دکتری، گروه اصلاح نباتات و بیوتکنولوژی، دانشکده تولیدات گیاهی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان ، گرگان

doi
10.22077/escs.2020.2468.1649
چکیده

برنج از مهم‌ترین محصولات کشاورزی ایران و جهان است و شوری یک عامل محدود­کننده مهم در تولید این محصول است. در این آزمایش 11 ژنوتیپ­ برنج به‌صورت کرت­های خرده شده در قالب طرح پایه بلوک کامل تصادفی با 3 تکرار در تابستان 1391 در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج، انجام گرفت. کرت اصلی تنش شوری در 4 سطح (0، 44،­ 88 و 132 میلی­ مولار) و کرت فرعی شامل 11 ژنوتیپ برنج (غریب، محلی ­یاسوج، چمپا و شهری ­لوداب، 304، لنجان­ عسکری، کامفیروز، دم­سیاه ممسنی، موسی­ طارم، حسن­ سرایی و دولار) بود. صفات مورد ارزیابی شامل شاخص­ های فلورسانس کلروفیل (به ترتیب F0 ، Fm ، Fv و ­Fv/Fm)، سبزینگی، قندهای محلول، پرولین و پروتئین برگ و عملکرد دانه بودند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد که صفات شاخص­های فلورسانس کلروفیل (به ترتیب F0 ، Fm ، Fv و ­Fv/Fm)، سبزینگی، قندهای محلول، پرولین و پروتئین برگ تحت تأثیر اثر متقابل شوری و ژنوتیپ قرار گرفتند. با افزایش شدت تنش، تجمع پرولین، پروتئین و قندهای محلول برگ در گیاهان تحت سطوح شوری افزایش یافت، ولی ژنوتیپ­ها از این نظر با هم اختلاف داشتند. افزایش سطح تنش شوری سبب کاهش محتوای نسبی کلروفیل و عملکرد دانه گردید. مقایسه میانگین­ های ژنوتیپ­ های برنج نشان داد که بیشترین عملکرد دانه مربوط به ژنوتیپ لنجان عسکری و کمترین آن به ژنوتیپ دولار تعلق داشت. در تجزیه خوشه ­ای با روش حداقل واریانس وارد در شرایط تنش شوری، ژنوتیپ­ها در 4 گروه قرار گرفتند و بالاترین فاصله ژنتیکی بین خوشه اول و چهارم مشاهده شد که می­توان از ژنوتیپ­های این دو خوشه برای برنامه اصلاحی مثل هتروزیس و تفکیک متجاوز استفاده کرد.