اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمانهیجانمدار بر رفتارهای خودآسیبرسان و نیازهای بینفردی در نوجوانان دختر دارای افکار خودکشی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، گلستان، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2023.16242چکیده
خود آسیبرسانی از جمله مشکلات روانى_اجتماعى هستند که در دوره نوجوانى شیوع بالایى دارند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمانهیجانمدار بر رفتارهای خودآسیبرسان و نیازهای بینفردی در نوجوانان دختر دارای افکار خودکشی انجام شد. این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون_پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. که از ناحیه 2 تعداد 45 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شد و در گروههای آزمایش و گواه به روش تصادفی معادل شدند. درمانهیجانمدار و درمان مبتنی بر شفقت طی 8 جلسه 60 دقیقهای به ترتیب در گروههای آزمایش 1 و 2 انجام شد گروه گواه هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. دادهها به کمک پرسشنامه آسیب به خود سانسون (1998)، مقیاس افکار خودکشی بک (1979) و پرسشنامه نیازهای بینفردی ون آردن و همکاران (2012) جمعآوری و با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که گروههای آزمایش در مرحله پسآزمون از نظر ادراک سربار بودن، تعلقپذیریخنثی، رفتارهای خودآسیبرسان و افکار خودکشی کاهش معنیداری داشتند (0/05>P). درمانهیجانمدار نسبت به درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری در کاهش ادراک سربار بودن، تعلقپذیریخنثی، رفتارهای خودآسیبرسان داشت و درمان مبتنی بر شفقت بر کاهش افکار خودکشی تاثیر بیشتری داشت. با توجه به نتایج بهدستآمده میتوان گفت، به کار بردن هر دو مداخله میتواند با تاثیر ادراک سربار بودن، احساس تعلقپذیریخنثی، افکار خودکشی و رفتارهای خودآسیبرسان را در دختران نوجوان کاهش دهد.