دولت-ملت ناکام در مصر (تحلیل تحولات مصر پس از مبارک در قالب نظریه های دولت-ملّت سازی) )

نویسندگان

1 دانشگاه اصفهان

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

doi
چکیده

حوادث فوریه سال 2011 میلادی مصر، بخشی از پویش­های دموکراسی ­خواهانه در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا محسوب می­گردد. اولین پیش­بینی­ها از نتیجه احتمالی سقوط مبارک، حاکی از کاهش قدرت نظامیان و شکل­گیری نظام دموکراتیک بود. اما حوادث پس از آن در قالب  ادامه ناآرامی­ها و سقوط مرسی، فضای تردید را در مورد آینده این کشور دوچندان کرد. بازگشت تدریجی نظامیان به قدرت در قالب انتخاب رئیس جمهوری با سابقه نظامی، محدودشدن و صدور حکم زندان و اعدام برخی از سران مخالفان و انقلابیون به خصوص از جماعت اخوان­المسلمین از نشانه­های ناکامی انقلاب 2011 است. مقاله حاضر با به­کارگیری روشی توصیفی و تبیینی و در قالب نظریه­های دولت-ملت­سازی، در پی یافتن پاسخ این سؤال است که در روند تثبیت رژیم دموکراتیک در مصر پس از مبارک، چه موانعی نقش داشتند؟ به نظر نگارندگان، این موانع ارتباط مستقیمی با پروسه  دولت-ملت­سازی در این کشور آفریقایی دارد. در مصرِ امروز، به دلیل وجود موانعی نظیر نبود اجماع در تبیین هویت ملی، خلل در انتقال باثبات قدرت و نیز گستره عمیق و وسیع فعالیت ارتش در مقابل نهادهای دموکراتیک، نه ملت و نه دولت با ویژگی­هایی که در ایجاد پروسه دولت-ملت­سازی موفق نقش داشته باشند وجود ندارد.