خودپنداره و تنظیم فاصلة بینافردی در روابط نزدیک: مطالعه‌ای با آزمون فاصلة بینافردی مطبوع

نویسندگان

1 گروه آموزشی روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.52547/apsy.2021.222313.1063
چکیده

هدف: تنظیم فاصلة بینافردی در برهم­ کنش ­های اجتماعی یک مؤلفة اساسی در کیفیت روابط نزدیک انسان­ ها است. این فاصله در وضعیت­ های روان­ شناختی و افراد مختلف به شیوه­ های متفاوتی تنظیم می­ گردد. هدف از مطالعة حاضر بررسی فاصلة بینافردی مطبوع در افراد واجد خودپندارة مثبت و منفی بود. روش: در این مطالعه 47 دانشجوی واجد خودپندارة مثبت با 47 دانشجوی واجد خودپندارة منفی در انتخاب فاصلة بینافردی مطبوع هنگام مواجهه با شخصیت­ های مادر، شریک عاطفی، دوست صمیمی، تصویر خود در کودکی، تصویر خود در زمان حال، فروشنده، و دزد مورد مقایسه قرار گرفتند. کلیة شرکت­ کنندگان به نسخة اصلاح ­شده و کامپیوتری آزمون فاصلة بینافردی مطبوع در دو حالت منفعل (وقتی دیگران به آن­ها نزدیک می ­شوند) و فعال (وقتی خودشان به دیگری نزدیک می­ شوند) پاسخ دادند. یافته­ ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه­ های مکرر نشان داد که گروه واجد خودپندارة منفی به­طور معناداری فاصلة بینافردی بزرگ­تری را در قیاس با گروه واجد خودپندارة مثبت حین مواجهه با تمامی شخصیت ­ها (به­جز فروشنده و دزد) انتخاب کردند. نتیجه­ گیری: نتایج این مطالعه ضمن تأکید بر نقش از خودبیگانگی در تنظیم فاصلة بینافردی با دیگران، در چهارچوب نظریه­ های روابط موضوعی و دلبستگی مورد بحث قرار گرفت.