اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر مدیریت تعارضات بین فردی و راهبردهای مسئلهگشایی در میان زنان دارای مشکلات زناشویی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
2 گروه روانشناسی دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
3 گروه روانشناسی دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
doi
10.52547/apsy.2021.221409.1025چکیده
هدف:هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی خودکنترلی هیجانی بر مدیریت تعارضات بینفردی و راهبردهای مسئله گشایی زنان دارای مشکلات زناشویی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعۀ آماری پژوهش را 300 نفر از مادران دانشآموزان ناحیه 1 شهر قزوین تشکیل دادند که 34 نفر باتوجه به کسب نمرۀ بالا در پرسشنامۀ تعارض زناشویی (MCQ) و نمرۀ پایین در مقیاس خودکنترلیهیجانی به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی همگن و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (17n=) وکنترل (17n=) قرارگرفتند. گروه آزمایش بر اساس پروتکل تنظیم هیجان گروس در8 جلسه 75 دقیقه ای تحت آموزش خودکنترلی هیجانی قرارگرفت و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. دادهها از طریق پرسشنامه های سبک های مدیریت تعارضات بین فردی (ROCI- II)و راهبردهای مسئلهگشایی (PSS) جمعآوری و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندگانه (MANCOVA) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که با کنترل نمرات پیش آزمون، تفاوت گروههای آزمایش وکنترل در پس آزمون سبک های حل تعارض به غیر از سبک حلتعارض ملزم شده درسطح (05/0p <) و درسبک های حلمسئله درسطح (01/0p <) معنادار بود. نتایج مربوط به تأثیر خودکنترلیهیجانی بر سبک های حل تعارض و شیوههای حلمسئله در بررسی های مربوط به پیگیری همچنان برقرار بود.نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که آموزش خودکنترلی هیجانی بر استفاده از روشهای کارآمدتر مدیریت تعارض تأثیرگذار است و همچنین منجر به استفاده از سبک حلمسئله سازنده در مواجه با تعارضات میشود.