رابطه بین دلزدگی زناشویی با انتظارات زناشویی و هم‌جوشی شناختی در زنان متاهل: نقش واسطه‌ای گسلش عاطفی

نویسندگان

1 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه بو علی سینا، همدان، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

3 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

doi
10.22034/jmpr.2023.16241
چکیده

دلزدگی زناشویی یکی از متغیرهای مهم در روابط زناشویی است که زندگی زناشویی را با چالش جدی مواجه کرده و در صورت تداوم می-تواند منجر به طلاق شود. دلزدگی زناشویی می‌تواند تحت تأثیر روابط عاطفی و انتظارات زناشویی زوجین باشد. هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای گسلش عاطفی بین دلزدگی زناشویی با انتظارات زناشویی و همجوشی شناختی در زنان متاهل بود. روش پژوهش همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش همه زنان متاهل دارای اختلاف زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر مشهد در سال 1400-1399 بودند که نمونه‌ای به حجم 295 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار استفاده‌ شده در این پژوهش شامل مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (1996)، انتظارات زناشویی امیدوار و همکاران (1388)، مقیاس خود متمایزسازی اسکورون (2000) و مقیاس همجوشی شناختی گیلاندرز (2014) بود. نتایج نشان داد مدل تدوین شده با داده‌ها برازش مناسبی داشت. نتایج روابط ساختاری مدل نشان داد که انتظارات زناشویی و همجوشی شناختی بر دلزدگی زناشویی، اثر مستقیم دارند. همچنین، گسلش عاطفی نیز بر دلزدگی زناشویی اثر مستقیم داشت. نتایج روابط غیرمستقیم نشان داد که انتظارات زناشویی و همجوشی شناختی با میانجی‌گری گسلش عاطفی بر دلزدگی زناشویی اثر معناداری دارند. بر اساس نتایج همجوشی شناختی و انتظارات زناشویی با میانجی گری گسلش عاطفی بر دلزدگی زناشویی موثر هستند. از این‌رو، با تدوین برنامه‌‌هایی جهت کاهش انتظارات زناشویی و همجوشی شناختی و گسلش عاطفی در افراد، می‌توان انتظار کاهش دلزدگی زناشویی را در آنان داشت.