رضایت از زندگی و رضایت زناشویی برخاسته از تجارب زیستۀ زنان شاغل و خانه دار: یک مطالعۀ پدیدارشناسی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی

2 هیئت عملی، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

3 هیئت علمی، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

doi
10.52547/apsy.2021.221029.1034
چکیده

هدف: خانه­ داری و اشتغال زنان ممکن است رضایت از زندگی و رضایت زناشویی که از عوامل مهم در تحکیم خانواده هستند را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف مطالعۀ رضایت از زندگی و رضایت زناشویی زنان شاغل و خانه­ دار انجام شد. روش: در این پژوهش از رویکردی کیفی به شیوۀ پدیدارشناسی استفاده شد. بدین منظور تجربه زیستۀ 13 زن شاغل و 11 زن خانه ­دار که به روش نمونه­ گیری ناهمگون و هدفمند انتخاب شدند، با استفاده از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته، مطالعه شد. برای تحلیل داده ­ها از روش تحلیل کلایزی استفاده شد. یافته­ ها: از تحلیل مصاحبه ­ها 34 کد بدست آمد. زنان شاغل و خانه ­دار در 8 تجربه شامل رضایت از رابطه با همسر، نقش حمایتی همسر، رضایت از زندگی، رضایت از رابطه با خانواده (های) اصلی، رضایت از داشتن فرزند، برنامه ­ریزی برای صاحب فرزند شدن، غنی­ تر شدن معنای زندگی با صاحب فرزند شدن، برقراری ارتباط سازنده متقابل، مشترک بودند، اما در زمینه زمان باهم بودن، فاعلیت، انطباق، لذت­ گرایی تجارت متفاوتی داشتند. بررسی تجارب زیسته برای زنان خانه­ دار انفعال و لذت­ گرایی و برای زنان شاغل گرانباری نقش، کمبود زمان با خانواده بودن، و کمبود میزان توجه به خود را مشخص کرد. نتیجه ­گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که معایب شاغل بودن برای زنان بیش از معایب خانه ­دار بودن است، لذا انجام مداخلات روان­شناختی در جهت بهبود تجارب منفی اشتغال برای زنان شاغل و همچنین تعدیل لذت­ گرایی و پرهیز از انفعال برای زنان خانه ­دار ضرورت دارد.