بررسی طرحوارههای استعارههای مفهومی «جنگ و عشق» در شعر سیمین بهبهانی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی آستارا گروه ادبیات فارسی
2 دانشجوی مقطع دکتری دانشگاه آزاد آستارا. گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد واحد آستارا، آستارا، ایران.
3 استادیاردانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا /گروه زبان وادبیات فارسی.
doi
10.30473/pab.2023.62546.1845چکیده
مبحث استعارة مفهومی، در حیطة زبانشناسی شناختی توسط لیکاف و جانسون مطرح گردید که طبق آن هر نوع ادراک و تجربة انسان وابسته به حوزة استعاری بوده و استعاره در زندگی روزمرة انسان جاری است. لیکاف برای استعارههای مفهومی دو حوزة مبدأ و مقصد را در نظر میگیرد که در استعارة «عشق، جنگ است»، حوزة مبدأ جنگ است که برای معنا دادن به مفاهیم موجود در مقولة عشق، حوزة مقصد در نظر گرفته میشود. این پژوهش با هدف شناخت مفاهیم مرتبط با عشق به بررسی استعارة مفهومی جنگ و عشق در اشعار سیمین بهبهانی با روش توصیفی – تحلیلی پرداخته است. نتایج نشان داد که بهبهانی صفات و اعمالی را برای عاشق و معشوق در نظر گرفته که بخشی از آنها خاص یک طرف، بخشی مشترک میان دو طرف و بخشی نیز لازم و ملزوم یکدیگر هستند. این صفات و اعمال شامل نتایج روحی، مادی و جسمانی میشوند. در این حوزة استعاری، معشوق اگرچه در اغلب موارد پیروز میدان و عاشق طرف شکستخورده است اما در مواردی نیز بهبهانی با ساختارشکنی سبکی خود، معشوق را در جایگاه ضعیفتر قرار داده و کنشهایی که به صورت قراردادی برای معشوق در نظر گرفته میشود، در اشعار او به عاشق نیز نسبت داده شده است. در مجموع بیشترین کنشهای مربوط به ترفندها و اعمال نبرد، از طرف معشوق است و پایان این ستیز بیشترین نتایج و پیامدهای جنگ - به خصوص در قسمت نتایج جسمانی- مربوط به عاشق است.