نقش واسطهای حساسیت به طرد و عزتنفس در رابطه ذهنآگاهی و بهزیستی روانی نوجوانان
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسیارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار، عضو هیئت علمی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، تهران، ایران
doi
10.22034/jmpr.2023.15340چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای حساسیت به طرد و عزتنفس در رابطه ذهنآگاهی با بهزیستی روانی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی نوجوانان دختر و پسر 15 تا 19 ساله شهر تهران در سال 1401 بود که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 214 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به مقیاس ذهنآگاهی نوجوان و بزرگسال (دراتمن و همکاران، 2018)، پرسشنامه حساسیت به طرد (داونی و فلدمن، 1996)، مقیاس عزتنفس روزنبرگ (روزنبرگ، 1965) و مقیاس بهزیستی ذهنی وارویک-ادینبورگ (تنانت و همکاران، 2007) پاسخ دادند. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نصب برنامه الحاقی پردازشگر هایس در نرمافزار SPSS24 استفاده شد. یافتهها حاکی از آن بود که بین ذهنآگاهی با حساسیت به طرد رابطه منفی و معنیدار و با عزتنفس و بهزیستی روانی رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد و رابطه بین حساسیت به طرد با بهزیستی روانی منفی و معنیدار و با عزتنفس مثبت و معنیدار است. همچنین، اثر غیرمستقیم ذهنآگاهی بر بهزیستی روانی از طریق حساسیت به طرد و عزتنفس، از نظر آماری معنیدار به دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد با افزایش ذهنآگاهی در نوجوانان، حساسیت به طرد در آنها کاهش یافته و عزت نفس و در نتیجه بهزیستی روانی در آنها افزایش مییابد. از این یافته میتوان برای طراحی مداخله و رویکرد جامع ارتقای بهزیستی روانی در جامعه نوجوانان استفاده کرد.