واکاوی لایههای معنایی نماد «شمسه هشت» در بافت اجتماعی و فرهنگی ایران و نمود آن در گرافیک معاصر
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
doi
10.22059/jsal.2020.78611چکیده
بررسی هنر در بافت اجتماعیِ آن، پیشینهای طولانی در مطالعات هنر دارد. یکی از مهمترین شاخههای پژوهشِ تاریخیِ هنر که رویکردی جامعهشناختی به هنر و هنرمندان دارد، بر تحلیل هنر در متنِ زمینه فرهنگی تأکید میورزد و اروین پانوفسکی، که از سردمداران این رویکرد است، با تعریف آیکونولوژی، روشی برای تحلیل هنرهای تجسمی در بستر اجتماعی آن ارائه داد. در این شیوه، معنای هر عنصرِ بصری در رابطه مستقیم با ریشههای فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و غیره، در سه لایه یا سه سطح معنایی (شامل توصیف پیش آیکونوگرافی، تحلیل آیکونوگرافی و تفسیر آیکونولوژی) مورد خوانش قرارگرفته و از شرح به تحلیل و در نهایت، به تفسیر اثر میرسد.در این مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد آیکونولوژی انجامگرفته، نماد «شمسۀهشت»، در بستر اجتماعی و فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است. شمسۀهشت از جمله نمادهایی است که از دوران باستان و پیش از اسلام در هنرهای ایرانی قابل مشاهده است، اما پس از اسلام و بهویژه در دوران تشیع، استفاده از این نماد از گستردگی بیشتری برخوردارگشتهاست که قابل مقایسه با سایر شمسهها نیست که در تاریخ هنر ایران مورد استفاده قرارگرفتهاند. این فراوانی، در آثار هنریِ معاصر بهویژه گرافیک کاملاً مشهود است. در این پژوهش، دلایلِ ماندگاری این نماد در بستر اجتماع در طول تاریخ تا دوران معاصر و گستردگی استفاده از آن در گرافیک معاصر در سیر تحولوتطور معناشناختیِ آن بررسی شده و لایههای معنایی شمسۀ هشت براساس روش آیکونولوژی اروین پانوفسکی مورد واکاوی قرارگرفته است.