اثربخشی واقعیت درمانی بر بازداری هیجانی و نشخوار فکری مادران کودکان کم توان ذهنی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشکده علوم انسانی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.
2 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشکده علوم انسانی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.
3 کارشناس ارشد مشاوره و راهنمایی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
4 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، واحد بوئین زهرا، دانشگاه آزاد اسلامی، بوئین زهرا، ایران.
5 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشکده علوم انسانی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.
6 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشکده علوم انسانی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2023.15324چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی واقعیت درمانی بر بازداری هیجانی و نشخوار فکری مادران کودکان کم توان ذهنی بود. این مطالعه نیمهآزمایشی با استفاده از طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل انجام شد از میان همه مادران کودکان کم توان ذهنی مراجع کننده مرکز توانبخشی و جامع سلامت سیدحاتمی اردبیل در سال 1399، 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به طور تصادفی در دو گروه برابر آزمایش و کنترل جایگزین شدند.گروه آزمایشی طی 8 هفته تحت واقعیت درمانی قرار گرفت، و در این مدت بر گروه کنترل هیچ گونه مداخلهی انجام نگرفت. پرسشنامه بازداری هیجانی راجر و نجاریان (1987) و نشخوار فکری نولن هوکسیما (1991) به عنوان ابزار ارزشیابی در پیشآزمون، پسآزمون مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از روش-های آماری توصیفی و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از مقایسه پسآزمون دو گروه با استفاده از روش تحلیل کواریانس و با کنترل اثر متغیرها، حاکی از این بود که نمرات پسآزمون بازداری هیجانی و نشخوار فکری گروه مداخله و کنترل تفاوت معنیداری دارد. بدین ترتیب میتوان گفت واقعیت درمانی موجب کاهش بازداری هیجانی و نشخوارفکری در مادران کودکان کم توان ذهنی خواهد شد.