حافظ و مکاشفه‌ی جاودانگی اشعارش

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر

doi
10.30473/pab.2021.57710.1815
چکیده

شعر حافظ، حاوی مصادیق قابل‌تأمل و گوناگونی از تعابیر پیشگویانه، مکاشفه و خبر دادن از اسرار غیبی است. مکاشفه و پیشگویی وی از جاودانگی اشعارش، نمونه‌ی بارز و قابل‌درنگی از این مدعاست. در واقع حافظ از معدود شاعران ادبیات ایران و جهان به شمار می رود که در طی حیاتش، بی‌آنکه به گردآوری و ضبط و ثبت اشعارش مبادرت ورزد و یا این مهم را به دیگری بسپارد، از جاودانگی آن، به شکلی ایضاحی و تلویحی سخن رانده است. زمینه‌ها و عوامل کشف و شهود شاعرانه حافظ، به‌ویژه؛ آگاهی وی از ابدی بودن اشعارش، موضوع قابل-درنگی است که به آن چندان پرداخته نشده است. از این رو، این جستار با روش توصیفی ـ تحلیلی درصدد پاسخگویی به این سوال برآمده که زمینه‌ها و عوامل مکاشفات حافظ؛ خصوصاً آگاهی وی از جاودانگی اشعارش چه بوده است؟ یافته‌ها نشان می‌دهدکه: از منظر جهان‌بینی مکاتب توحیدمحور، وحی مقوله‌ای است مشکک و تشکیک‌پذیر و دریافت آن در نظام آفرینش، نوعی قابلیت و توانمندی است. توانمندی حافظ در امر دریافت مکاشفات شاعرانه به مثابه‌ی یکی از سطوح و سلسله‌مراتب وحیانی، تهذیب نفس، صبر و مجاهدت در برابر مصائب روزگار، بهره‌گیری از علوم قرآنی به عنوان منبعی لایزال و الهام‌بخش، شب‌زنده‌داری و دعای صبحگاهی، از جمله‌ی زمینه‌ها و عواملی است که منجر به دریافت مکاشفات شاعرانه‌ی وی شده و وقوف او بر ابدیت پسینی و پیشینی اشعارش را، امکان‌پذیر ساخته است. همچنین نشان می‌دهد که وحی در سطوح مختلف به شکلی ازلی در عالم وجود داشته و محدود به زمان و جغرافیایی خاصی نبوده است.