ارائه الگوی بازارگرایی برای شرکتهای دانش بنیان ایران
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران شمال، ایران
2 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
3 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
doi
10.22034/bs.2022.247031چکیده
هدف پژوهش حاضر، کشف سازهها و ابعاد بازارگرایی به منظور طراحی و معرفی الگوی بومی و رویکرد خاص بازارگرایی برای شرکتهای دانشبنیان ایران است. رهیافت این پژوهش کیفی و از نوع اکتشافی است و شامل مطالعه اسناد و مدارک، مرور ادبیات نظری، انجام مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با خبرگان و صاحبان شرکتهای دانشبنیان ایران میباشد و در آن از روش نظریه زمینهای و قابلیتهای نرمافزار MAXQDA 2020 برای پیشبرد امر تحقیق بهره گرفته شده است. با مدیران دوازده شرکت دانشبنیان تولیدی نوع یک، مصاحبه عمیق، نیمهساختار یافته و نیمه منظم انجام شده است که از یک جامعه آماری دارای 352 شرکت عضو، بهصورت نمونهگیری هدفمند یا معیار محور انتخاب شدهاند. کدهای اساسی، نظری و هستهای این مصاحبهها، در فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی استخراج شدهاند. از آنجا که تمامی مطالعات پژوهشی مبتنی بر یک چارچوب نظری، مدل مفهومی یا نقشه ذهنی است که متغیرهای تحقیق و روابط علّی میان آنها را تبیین میکند، پژوهش حاضر با بهرهگیری از یک لنز نظری پراگماتیستی و رویکرد کثرتگرایی نشان میدهد که میان سازه بازارگرایی و سازههای آشفتگی بازار، آشفتگی تکنولوژیکی و شدت رقابت بهعنوان پیشایندهای بازارگرایی و نیز با عملکرد کسب و کار بهمثابه پسایند بازارگرایی پیوند همکنشی وجود دارد.این پژوهش در تلاش است تا به منظور سازگاری شرکتهای دانشبنیان ایران با جوهره پویا و غیرایستای عصر پرچالش فرارقابتی کنونی، برای نخستین بار الگویی از بازارگرایی را برای شرکتهای دانشبنیان ایران شناسایی کند. بر اساس یافتههای پژوهش، سازه بازارگرایی در مدل بومی شرکتهای دانشبنیان ایران دارای ابعاد مشتریگرایی، رقیبگرایی، هماهنگی میانکارکردی، نوآوریگرایی، آیندهگرایی و یادگیریگرایی است.