بازتاب مبانی عرفانی ابن‌عربی در مکاتب عرفانی پس از او

نویسندگان

1 دبیر آموزش و پرورش

doi
10.30473/pab.2022.59781.1828
چکیده

عرفان نظری به مثابة یک نظام معرفتی و جهان بینی مخصوص، به وسیله محیی‌الدین‌بن‌عربی تاسیس شد. با پیدا شدن ابن‌عربی ناگهان نظری کامل با وسعت عظیم، چه از لحاظ الهیات جهان‌شناسی، و چه از لحاظ علم النفس و مردم شناسی، دربارة تصوف ابراز می‌شود. محیی‌الدین عقاید متصوفه را که تا زمان وی به صورت ضمنی در گفته‌های شیوخ طریقت مندمج بود، با صراحت تمام و در چهارچوبی علمی تنظیم و تنسیق نمود. او به عنوان عالی‌ترین شارح عرفان اسلامی چنان تاثیری بر مکاتب و مسالک باطنی پس از خود گذاشت که عملاً هیچ‌گاه نظریه و اعتقادی از تصوف ـ بعد از ابن‌عربی ـ در کسوت مکتبی بدیع و مسلکی بکر عرضه نشده است که به طریقی تحت تاثیر طریقت عرفانی وی نبوده باشد. در این نوشته بازتاب عناصر عرفانی ابن‌عربی (احدیت و واحدیت، انسان کامل و کلمه، فیض أقدس و مقدس، تجلی، عقل اول و لوح محفوظ، اعیان ثابته و...) در آثار برخی از شارحان و تابعان طریقت او مانند «صدرالدین قونوی، فخرالدین عراقی، عبدالرحمن جامی، شیخ محمود شبستری، سیدمحمدنور بخش، شمس مغربی، ملاصدرای شیرازی و عده‌ای از اندیشه‌وران شیعی» با روش تحلیلی ـ تطبیقی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. نتیجة نوشته آن است که ابن عربی با رویکردی معناگرا و با بنیاد نهادن نوعی استدلال‌گرایی شهودی که با ابزارهایی نظیر رمزاندیشی، تاویل، اصطلاح‌پردازی و استعاره‌گرایی پشتیبانی می‌شد، بسیاری از مفاهیم عرفان پیشین را در نظامی نظری منطبق بر اندیشه «وحدت وجود» طبقه بندی کرد.