رویکردی جدید دربارۀ اطناب و بسط کلام، شاخصۀ سبکی مولانا در حکایات عرفانی دفتر سوم
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی ، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
doi
10.30473/pab.2021.56063.1790چکیده
اطناب در کنار ایجاز و مساوات، یکی از سه شیوة بیانی است که در علم معانی از آن سـخن به میان آمده است. چنانکه میدانیم این شیوه از بیان، خود دارای دو گونة هنری و ممل میباشد. اطناب هنری برخلاف اطناب ممل کـه از ارزش اثر ادبی میکاهد در واقع از مهمترین و مؤثرترین شگردهای سخن-پردازی است که شاعران از رهگذر آن به آثار خویش جلوهای ادبی و شاعرانه میبخشند. اطناب مانند شگردهای دیگر بلاغی، دارای معنی ضمنی است. مسألة اصلی مقاله این است که علیرغم آنچه در کتابهای معانی آمده است «معنی ضمنیِ اطناب» با «شیوههای اطناب» متفاوت است و آنچه باعث زیبایی و تأثیرگذاریِ اطناب بر خواننده میشود، شیوة بیان آن نیست؛ بلکه معنای ضمنی آن است. نگارنده که اعتقاد دارد، اصول علم معانی را باید از شاهکارهای ادبیات استنباط کرد، برای توضیح این مسأله، سبک اطناب و معنی ضمنی آن را در دفتر سوم با استفاده از شیوۀ توصیفی- تحلیلی بررسی نموده و به این نتیجه رسیده اسـت که همة موارد اطناب در این دفتر، دارای معنی ضمنی هستند و این معنی ضمنی که دلیل هنری بودن اطناب مولانا است، در اثرگذاری داستانهای بسیار کارساز بوده است و بسامد این شگرد بلاغی به میزانی است که از ویژگیهای سبکی مولانا در نیز به شمار میآید.