واکاوی جلوه‌های نوستالژی در شعر محمد قیسی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبایی

2 استادیار گروه مترجمی زبان عربی، دانشگاه دامغان، ایران

doi
10.30473/pab.2021.53775.1769
چکیده

چکیدهغم و اندوه ناشی از علاقه به ســرزمینی خاص که انســان، آرزوی رســیدن به آن را دارد، از مظاهر بارز نوستالژی اســت، با این توصیف، غم غربت، تجربه‌ای کلی است که فلسطینیان در آن زندگی‌کردند و درد و رنج آن را لمس نمودند، محمد قیسی نیز به عنوان شاعر نوپرداز فلسطینی، علاقه فراوانی به وطن و سرزمین مادری‌اش داشت و در آرزوی بازگشت به سرزمینش بود. اسلوب شعری قیسی مملو از عشق و علاقه وافر به وطن است. پژوهش حاضر به بررسی غم غربت در شعر قیسی پرداخته و جلوه‌های نوستالژی و غم غربت را در اشعار او مورد بررسی قرار می‌دهد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه می‌رسد که اشغال فلسطین و آواره شدن فلسطینی‌ها، دوری از زادگاه، دوران کودکی و یادآوری آن و ... از جمله عواملی است که زمینه‌ساز ایجاد غم غربت در زندگی خصوصی قیسی شد. از طرفی دیگر محورهای اصلی غم غربت و نوستالژی در اشعار او، غم غربت و گرایش مفرط به بازگشت به وطن و زادگاه، مرگ در غربت و تبعیدگاه، احساس بیگانگی، پناه بردن به آرمان شهر و اسطوره پردازی است.کلیدواژه‌ها: غم غربت، درد دوری، عشق به وطن، تبعیدگاه، محمد قیسی.