نقش میانجیگر وجدان در خودکارامدی، تاب آوری و مدیریت درد با ادراک درد در افراد دچار درد مزمن
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی کرج
2 دانشگاه آزاد اسلامی کرج
3 دانشگاه جامع امام حسین
4 دانشگاه آزاد اسلامی کرج
5 دانشگاه آزاد اسلامی کرج
doi
10.29252/apsy.13.4.549چکیده
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر وجدانگرایی در خودکارامدی، تاب آوری و مدیریت درد با ادراک درد مزمن بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام افراد دچار درد مزمن مراکز درمانی زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، بیمارستانهای شهدای تجریش، لقمان حکیم، مدرس و دانشگاه علوم پزشکی تهران، کلینیک 16 آذر و کلینیک درد و استرس رویان در پاییز و زمستان سال 1397 به تعداد 2141 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران با احتمال ریزش تعداد 410 نفر تعیین و به روش در دسترس انتخاب شد. دادهها با استفاده از پرسشنامههای پنج عامل بزرگ شخصیت کاستا و مک کرا (1998)، خودکارامدی درد نیکولاس 1989، راهبردهای مدیریت درد روزنشتایل و کیف (1983)، آزمون تاب آوری کانر و دیویسون (2003) و ادراک درد مزمن کرنز، تورک، رودی (1985)، جمع آوری و بعد از حذف 70 پرسشنامه مخدوش، دادههای 340 بیمار دچار درد مزمن با استفاده از معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار اسمارت پلاس تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که خودکارامدی با باوجدان بودن (269/0 =β، 0001/0 =P) و با ادراک درد (159/0 =β، 0001/0 =P)، مدیریت درد با باوجدان بودن (130/0 =β، 043/0 =P) و با ادراک درد (311/0 =β، 0001/0 =P)، تاب آوری با باوجدان بودن (39/0 =β، 0001/0 =P) و با ادراک درد (316/0 =β، 0001/0 =P) و باوجدان بودن با ادراک درد (278/0 =β، 0001/0 =P) رابطه دارند و باوجدان بودن نقش میانجی را در خودکارامدی درد، مدیریت درد، تاب آوری با ادراک درد ایفا میکند. نتیجهگیری: در کنار درمانهای پزشکی، رواندرمانگران میتوانند که ادراک درد مزمن را با استفاده از عوامل وجدانگرایی، خودکارامدی، مدیریت درد و تاب آوری تغییر دهند.