نقش ابعاد سرشت - منش و روان‌نژندی در پیش‌بینی تنظیم برانگیختگی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

2 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

3 کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

doi
10.22034/jmpr.2022.15319
چکیده

هدف این پژوهش، تعیین نقش ابعاد سرشت و منش و نوروتیسیزم در تنظیم برانگیختگی بود. بدین منظور تعداد 300نفر از دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان به ‌صورت نمونه‌گیری خوشه ای انتخاب و علاوه بر اطلاعات دموگرافیک، به پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر (TCI)، مقیاس نوروتیسیزم (SPI-5)، فرم کوتاه پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ (FMI-SF) و مقیاس برانگیختگی بدنی پاسخ دادند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که الگوی دو عاملی برانگیختگی، از روایی سازه مناسبی برخوردار است. همچنین نتاسج نشان داد بین پشتکار و خودفراروی با باور به آگاهی از احساسات همبستگی مثبت و بین خودراهبری و باور به آگاهی از احساسات، رابطه منفی وجود دارد. همچنین بین پشتکار و خود فراروی با باور به تغییر آگاهی رابطه مثبت و بین نوروتیسیزم و آسیب‌پرهیزی با باور به تغییر آگاهی رابطه منفی وجود دارد. همچنین بین خودراهبری، همکاری و خودفراروی با ذهن آگاهی رابطه مثبت و بین نوروتیسیزم، نوجویی و آسیب‌پرهیزی با ذهن آگاهی رابطه منفی وجود دارد. یافته‌های تحقیق نشان داد که متغیرهای خودفراروی، پشتکار، خودراهبری و پاداش- وابستگی توانستند تنظیم برانگیختگی را از طریق عامل باور به آگاهی از احساسات به طور معنی‌داری پیش بینی کنند. متغیرهای خودراهبری، خودفراروی، پشتکار، نوروتیسیزم و آسیب‌پرهیزی هم توانستند تغییرات تنظیم برانگیختگی را از طریق عامل باور به تغییر آگاهی پیش‌بینی نمایند. از طرفی متغیرهای نوروتیسیزم، آسیب‌پرهیزی و خودراهبری توانستند تغییرات تنظیم برانگیختگی را از طریق ذهن آگاهی به طور معنی‌داری تبیین نمایند. در کل می‌توان چنین نتیجه گرفت که جنبه‌های روانی- بیولوژیکی شخصیت می‌توانند نقش مهم و مؤثری در تنظیم برانگیختگی داشته باشند.