تاثیر آموزش مدیریت استرس به شیوهی شناختی -رفتاری همراه با تجسم مثبت بهبودی بر کیفیت زندگی و سلامت عمومی بیماران مبتلابه سندرم روده تحریکپذیر
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
2 دانشیار، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
3 کارشناس ارشد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
4 دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2022.15317چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مدیریت استرس به شیوهی شناختی-رفتاری همراه با تجسم مثبت بهبودی بر کیفیت زندگی و سلامت عمومی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون، پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر زنان مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر شهر تهران بود که 30 نفر از آن ها بر اساس مصاحبه بالینی، تشخیص متخصصین داخلی و گوارش و پرسشنامهای که علائم سندرم روده تحریک پذیر را میسنجد، به شیوه در دسترس انتخاب شدند. افراد نمونه به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. افراد گروه آزمایش در 10 جلسهی هفتگی 90 دقیقهای تحت آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری همراه با تجسم مثبت بهبودی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل مداخلهای را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر گرول و همکاران و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ در دو مرحله قبل و پس از مداخله جمعآوری شدند. در این پژوهش برای تحلیل دادهها از تحلیل کوواریانس و نسخه 22 نرمافزار SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی_رفتاری همراه با تجسم مثبت بهبودی باعث افزایش کیفیت زندگی و سلامت عمومی (001/>P) در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پسآزمون و دوره پیگیری شد. به نظر می رسد مدیریت استرس به شیوه شناختی_رفتاری همراه با تجسم مثبت بهبودی میتواند در بهبود کیفیت زندگی و سلامت عمومی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر مؤثر باشد؛ بنابراین این مداخله به عنوان یک مداخله مکمل در کنار سایر مداخلات روانشناختی و درمانی در این بیماران، برای بهبود علائم روانشناختی، پیشنهاد میشود.