جایگاه شاهنامه فردوسی در نخستین دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
چکیده

انس رابرت یاوس نظریّهپرداز آلمانی معتقد بود که تاریخِ یک شاهکار ادبی تنها تاریخ خلق آن نیست، بلکه بخش مهمّی از تاریخِ حیات آن متن وابسته به درجۀ مقبولیّت آن در سالهای پس از آفرینش آن است. بیشک نگریستن از این منظر به شاهکارهای ادب فارسی، میتواند فصلی تازه را در مطالعات تاریخ ادبیّات ایران باز نموده و منجر به پدید آمدن نسلی خواندتیتر از کتابهای تاریخ ادبیّات در ایران گردد. در جستار حاضر و با بهرهگیری از همین دیدگاه، بخشی از تاریخ شاهنامه در دهۀ نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق نشان خواهیم داد چگونه شاهنامه که متنی پر اهمیّت و بازتابندة سیاست ناسیونالیسم باستانگرا در عصر پهلوی بود، با پیروزی انقلاب اسلامی برای مدّتی جایگاه خود را از دست داد و مورد بیتوجّهی قرار گرفت و چگونه پس از ده سال این متن ادبی به این دلیل که توانست آیینۀ بازتابندة ایدئولوژی حاکم بر ایران اسلامیِ پس از انقلاب باشد، مجدّداً مورد توجّه قرار گرفت. نیز خواهیم گفت که چگونه برپایی گنگرة جهانی شاهنامه در سال 1369 و نامگذاری آن سال به نام سال فردوسی از سوی یونسکو، نویدگر آغاز دورهای جدید در تاریخ حیات این شاهکار ادبی در دوران معاصر شد.