نشانهشناسی سروده «قصیدة الأرضِ» محمود درویش با تکیه بر نظریه نشانهشناسی گریماس
نویسندگان
1 گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.
2 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده زبان و ادبیات خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.30473/pab.2019.48279.1689چکیده
نشانه شناسی گریماس از انواع نشانهشناسی ادبی محسوب میشود که به تبیین جنبههای بیانی، تأثیری و دلالی اثر ادبی میپردازد. پیکرة مورد پژوهش، سرودة قصیدة الأرض اثر محمود درویش است که بر سیاق سرودههای ادب پایداری افزون بر ویژگیهای شعری از خصوصیات داستانی نیز بهره برده است؛ به همین دلیل جستار حاضر با هدف نشانه-شناسی جنبههای گوناگون سروده و تعیین مؤلفههای معنایی آن به رشتة نگارش درآمده است. همچنین این اثر بر پایة روش تحلیل محتوا بوده که با بهرهگیری از منابع کتابخانهای به شیوة توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است. در مقالة حاضر، سروده در دو بخش روساخت و ژرفساخت و در چهار سطح داستانی، زبانی، ادبی و دلالی مورد تحلیل نشانهشناسی قرار گرفتهاند. از جمله نتایج مهم این مقاله آن است که «ستایش آزادی وطن» شالوده فکری سروده را میسازد؛ اما «اشغال دراز مدت» به عنوان یک مانع جدی، باعث شده تا انگیزه بازیابی هویت در ذهن «درویش»، جلوهای رمانتیک یافته و آرمانشهر فلسطین پردازش شود. وجود تنش در بخش ژرف ساخت سبب شکلگیری مفاهیم متناقض شده است. در بخش روساخت نیز شاهد تضاد درامی هستیم. نتایج تحلیل این بخش بر کنشگری شاعر و مفهوم وطن دلالت دارند.