الگوی ساختاری رابطه بین الگوهای ارتباط والد-فرزند و طرحوارههای ناسازگار اولیه با میانجیگری سبکهای دلبستگی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
4 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
5 دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر
doi
10.29252/apsy.13.1.55چکیده
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر سبکهای دلبستگی در رابطه بین الگوهای ارتباط والد- فرزند با طرحوارههای ناسازگار اولیه بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی تمام واحدهای علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 97-1396 به تعداد 196100 نفر بود. به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای دانشکدههای ادبیات و علوم انسانی، علوم پایه و فنی مهندسی انتخاب و حجم نمونه به پیشنهاد میشل 1993 و با در نظر گرفتن نسبت 10 تا 20 آزمودنی به ازای هر متغیر و احتمال ریزش 420 نفر تعیین شد. دادهها با استفاده از مقیاس الگوی ارتباط والد- فرزند باقری (1392)، نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ 1998 و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور (1987) جمعآوری و بعد از حذف 58 پرسشنامه مخدوش و داده پرت، دادهها با روش الگویابی معادلههای ساختاری تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که الگوی ساختاری پژوهش برازش مناسبی دارد و تنها سبک دلبستگی دوسوگرا میتواند در سطح 99 درصد اطمینان رابطه بین الگوی ارتباطی آزادی مدار را با طرحوارههای حوزه بریدگی و طرد (229/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (241/0 =β)، محدودیتهای مختل (150/0 =β)، دیگرجهتمندی (208/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (159/0 =β) و نیز رابطه بین الگوی ارتباطی امنیت مدار را با طرحوارههای حوزه بریدگی و طرد (375/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (396/0 =β)، محدودیتهای مختل (246/0 =β)، دیگرجهتمندی (340/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (260/0 =β) میانجیگری کند. نتیجهگیری: بر اساس این نتایج میتوان با آموزش الگوهای درست ارتباط والد-فرزند به والدین، مانع شکلگیری طرحوارههای ناسازگار اولیه و آسیبهای ناشی از آن شد.