الگوی ساختاری روابط بین ذهن آگاهی و بهزیستی روانشناختی بر اساس نقش میانجیگر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان دچار سرطان سینه
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد تهران مرکز
2 دانشجوی دکتری
3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرند
doi
10.29252/apsy.13.1.77چکیده
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین ذهن آگاهی و بهزیستی روانشناختی زنان دچار سرطان سینه بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام زنان دچار سرطان سینه تحت نظر انجمن یاس و درمانگاه تخصصی جوادالائمه در شهر کرمان با حداقل دارای یکبار سابقه جراحی در سال ۱۳۹۶ به تعداد 413 نفر بود. از میان آنها به روش نمونه برداری هدف مند ۲۱۵ نفر انتخاب شدند و بهطورانفرادی به مقیاس ذهن آگاهی، توجه و هشیاری براون و ریان (2003)، تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی، کراج و اسپینهون (2001) و بهزیستی روانشناختی ریف (1989) پاسخ دادند. پس از کنار گذاشتن 14 پرسشنامه مخدوش و 1 داده پرت، دادهها با روش الگویابی معادلههای ساختاری تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که در سطح 001/0 =P ضریب مسیر کل و مستقیم بین ذهن آگاهی و بهزیستی روانشناختی (384/0 =β) و راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانشناختی (582/0 =β) معنادار است و راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان ارتباط بین دو متغیر ذهن آگاهی و بهزیستی روانشناختی را میانجیگری میکند (259/0- =β). نتیجهگیری: این نتایج بیانگر آن است که ذهن آگاهی میتواند بر بهزیستی روانشناختی زنان دچار سرطان سینه از طریق بهکارگیری راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان تأثیرگذار باشد؛ بنابراین پیشنهاد میشود که درمان زنان دچار سرطان سینه در محیطهایی مملو از آرامش و حمایت کافی و با ارائه خدماتی مانند ذهن آگاهی صورت گیرد تا آنها بتوانند با استفاده از راهبردهای تنظیم شناختی مثبت، بهزیستی روانشناختی خود را ارتقا دهند.