کهنالگوی پِرسِفون و هِرا در داستانهای «انیس» و «سرگذشت کوچه»
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور
doi
10.30473/pab.2019.39644.1621چکیده
اسطورهها دارای پیوندی تنگاتنگ با علوم مختلف، بویژه روانشناسی، هستند. پیوندی که از حد نامگزاری بیماریها فراتر میرود و جنبهای کاملاً کاربردی جهت بررسی جامعه، افکار، باورها، و حتی مناسبات سیاسی مییابد. شینودا بولن، روانشناس پیرو مکتب یونگ، با بهرهگیری از ایدۀ «کهنالگوها» طرحی تیپشناسانه بر مبنای اساطیر یونان ریخته است که طبق آن، زنان در سه گروه رفتاری جای میگیرند: دوشیزه، آسیبپذیر، افسونگر. گروه نخست بیانگر استقلال و خودبسندگیاند؛ گروه دوم مُعرّف نقشهای سنتی همسر، مادر، و دختر هستند؛ و در گروه سوم ایزدبانوی عشق و زیبایی جای دارد که از جهتی، خودبسندگی و استقلال ایزدبانوان گروه اول را دارد؛ و از سویی رابطهگرایی گروه سوم را. در این مقاله بر اساس تقسیمبندی فوق، به تحلیل دو داستان کوتاه از آثار سیمین دانشور با نامهای «انیس» و «سرگذشت کوچه» که «کهن الگوی زناشویی» (هرا)، و «زن آنیمایی» (پرسفون) نمودِ چشمگیری در آنها دارند، پرداخته شده است. نقاط اشتراک این دو کهنالگو، رابطهگرایی و مهرطلبی است. طی این بررسی، علل روانی و اجتماعیِ مهر تأیید خوردن و پررنگ شدن این ویژگیها و جلوههای آنها، باز کاویده میشود.