محورهای اندیشگی شعر فروغ فرخزاد در پیوند با برخی عناصر سبک شناسیک

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

doi
10.30473/pab.2019.46333.1668
چکیده

فروغ فرخزاد (1345-1313ﻫ. ش.) از چهره‌های مشخص و صاحب‌سبک شعر معاصر و شاید همه‌ی ادوار شعرفارسی است که روند تکاملی شعر امروز، از رمانتیسیزم نوقدمایی تا رئالیزم وسمبولیسزم اجتماعی در سیرِ شعر او به سمت جوهری متعالی و شریف، قابل مشاهده است. جایگاه ویژه‌ی فروغ در ادب فارسی در درجه‌ی نخست به دلیل صدای خاص زنانه‌ای است که از شعرش شنیده‌می‌شود. درک شاعرانه‌ی عمیق فروغ، ناشی از دیدی تازه است و موجب تولدی دیگر در شعر امروز. سبک شخصی وی با نگاه زنانه‌ی آزاد و ژرف، شعر و زندگی را درهم می‌آمیزد و یگانگیِ عمیقش با طبیعت، تکرارهای طبیعی و طنینِ حسیِ کلام را رقم می‌زند. مختصات شعری در حوزه‌ی معنی، شامل مضامین انسانی و اجتماعی و در حوزه‌ی صورت شامل تناسب و هماهنگی میان عناصر سازنده‌ی صورت یعنی ادبیت و زبان شعر است و ساختمان، سازش و همنوایی صورت و معنی یا تعبیر و مضمون است. در این پژوهش، به شیوه‌ی اسنادی به استخراج مقوله‌های تکرار شونده‌ی اندیشگی پرداخته می‌شود و ضمن تحلیل بن‌مایه‌های فکری شاعر، خطوط پیوند آنها با برخی عناصر سبک شناسیک شعر پررنگ می‌شود. محورهای برجسته‌ی اندیشگی در شعر فروغ (مرگ، انسان، زن، عصیان و مدرنیته) موجد زبان و بیانی خاص گشته‌است.