عناصر داستانی در رمان همخونه
نویسندگان
1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
2 عضو هیأت علمی
doi
10.30473/pab.2019.46494.1670چکیده
عناصر داستانی در واقع ابزاری هستند که به کمک آنها میتوان از طرح واحد داستان هایی بسیار متفاوت خلق کرد. مریم ریاحی از نویسندگان معاصر، زندگی ادبی و هنریاش را از سال 1385 با رمان داستانی همخونه آغاز کرد. این رمان تا آن تاریخ از نظر طرح داستان و مضمون، رمانی خاص و جدید بود. سبک نویسندگی داستان، قلمی زنانه را که در القاء حس صمیمیت و برانگیختن همذاتپنداری در مخاطب بسیار موفق است، بیان میکند. نویسنده با توجه به رشتهی تحصیلی خود -ادبیات فارسی- سعی کرده است در پرداخت شخصیت یلدا که در داستان دانشجوی ادبیات فارسی است با دقت عمل کند.آمیختن مضمون و درونمایه عشقی داستان با فضاسازیای ادبی، مجموعهای قابل تأمل را رقم زده است. در واقع میتوان رمان همخونه را دیباچهای زیبا بر فصل رماننویسی این نویسنده محسوب کرد. ضمن جدیدبودن موضوع این رمان، نویسنده حس شک و انتظار را که در جذابیت و ایجاد حس همذاتپنداری در طرح داستان نقشی بهسزا دارد به خوبی در داستان حفظ کرده است و بدون آنکه همچون بسیاری از رمانهای بازاری و حادثهای در بکارگیری حوادث متوالی به داستان جذابیت بخشد، سعی کرده است با طرحی منسجم و ارتباطاتی منطقی میان اتفاقات داستان، خواننده را تا انتهای داستان با راوی همراه سازد.