ذهنیت چندپاره در روایت زنان و مردان متاهل از تجربه زیستهی زندگی خانوادگی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای جامعه شناسی گروه های اجتماعی ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.
2 استادیار جامعه شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران ، ایران.
3 استاد گروه جامعه شناسی،واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.
doi
10.30465/scs.2024.49391.2876چکیده
از ویژگیهای برجسته جامعه ایرانی آمیختگی گفتمانهای عقلایی-منطقی و احساسی-نامنطقی است. این آمیختگی گفتمانی خود را با پیوند ارزشهای مدرن غربی و ارزشهای سنت محورایرانی-اسلامی در دورهها و ساحتهای متفاوت حیات اجتماعی آشکار ساخته است.یکی از این ساحتها میدان خانواده به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است.در این تحقیق ذهنیت چندپاره زنان و مردان متاهل در دو کارکرد" جایگاه زن ومرد" و"تربیت فرزند" زندگی خانوادگی بررسی میشود. چارچوب نظری معطوف به تشریح شکاف سوژه با تاکید بررویکرد نظری ژولیا کریستوا است. مشارکتکنندگان شامل 22 زن و مرد متاهل کارمند بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند.رویکرد مقاله، رویکردی پدیدارشناختی و روش به کارگرفتهشده در راستای این رویکرد ،روش تحلیل گفتمان میباشد. در تحلیل داده ها، گزارههای حاصل ازمصاحبه-های عمیق با مشارکت کنندگان در دو مرحله توصیف و تفسیر، واسازی و سپس بازسازی شدند.مقصد نهایی این مقاله، بازنمایی پدیدارشناختی شکاف ذهنیتی و ذهنیت چندپاره مشارکت کنندگان با استفاده از توصیف و تفسیر روایتهای زنان و مردان متاهل در این دو کارکرد از زندگی خانوادگی میباشد. ذهنیتی که حاصل برخورد جهانهای گفتمانی است که به رغم تقابلهای بنیادین درهم آمیختهاند و سوژه را از سوژهای یکدست و یکپارچه به سوژهای چندپاره و شکافخورده تبدیل کردهاند.