جستاری تحلیلی در باب نسبت دین و فرهنگ؛ تاملی در آراء دینپژوهی کلیفورد گیرتز
نویسندگان
1 فلسفه، ادبیات فارسی و زبان های خارجی ، علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 پژوهشگر پسادکترای، جامعه شناسی، فرهنگستان علوم، تهران، ایران.
doi
10.30465/scs.2024.44398.2703چکیده
پژوهش در باب دین و فرهنگ از منظر انسانشناسی، جدیدترین رویکرد در مطالعات دین محسوب شده و این رهیافت شالوده مطالعات گیرتز را شکل دادهاست. دین همواره به مثابه یکی از ارکان زندگی بشر با رویکردهای مختلف و از دیدگاههای گوناگون همچون تفسیرگرایی و منظرهای دروندینی و بروندینی، مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته و متفکران بسیاری در درون رهیافتهای مختلفی همچون الهیاتی،جامعهشناختی، فلسفی و انسانشناسی به فهم سرشت دین، ابعاد و ارکان بنیادین آن- مناسک و آیین- از منظرهای گوناگون و در عرصههای جمعی و فردی، پرداختهاند. در این میان، اندیشه مهمترین انسانشناس عصر حاضر یعنی کلیفورد گیرتز با ابتناء بر رویکرد تفسیریاش و استفاده از هرمنوتیک دیلتای و ریکور برای شناخت نظام فرهنگی و با تکیه بر مشاهدات عینی در شکلگیری و توسعه انسانشناسی دین از اهمیت بسزایی برخوردار است. نوشتار حاضر با توجه به نکات فوق بر آن است تا با تحلیل بنیانهای دیدگاه گیرتز در باب دین، خاستگاه و رویکرد دین و باورهای دینی، و جایگاه مناسک و آیین در نگرش او با محوریت قرار دادن رویکرد تفسیری وی نسبت به دین و فرهنگ مورد بررسی و سنجش قرار گیرد.