چگونگی بازنمایی عرصه هنر در میدان مدرسه از منظر معلمان؛(مورد مطالعه: مدارس شهر تهران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، گرایش توسعه اجتماعی – روستایی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار جامعه شناسی، پژوهشکده مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

3 کارشناس ارشد جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شاهد،تهران. ایران.

4 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، گرایش بررسی مسائل اجتماعی ایران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

doi
10.30465/scs.2024.49137.2862
چکیده

پژوهش‌های میدانی و موقعیت‌مند‌ اندکی از دیدگاه جامعه‌شناسی آموزش و پرورش به کاوش در زمینه چگونگی بازنمایی عرصه هنر در میدان مدرسه پرداخته اند. پژوهش حاضر با هدف مطالعه چگونگی برساخت واحد درسی هنر در مدرسه با رویکرد کیفی صورت گرفته است. به این جهت با اتخاذ روش نظریه داده بنیاد، مصاحبه‌های نیمه ساختاری با 11 معلم مشغول به خدمت در مقاطع ابتدایی و متوسطه مدارس تهران انجام شد، یافته‌های خام از طریق فرآیند مقایسه کردن و پرسش کردن مورد تحلیل سطر به سطر قرار گرفتند و فرایند رفت و برگشتی کدگذاری باز، محوری و گزینشی در مورد آنها اجرا شد. مدل پارادایمی‌استخراج شده از مقولات نشان می‌دهد که شرایط علی: عدم تخصص‌گرایی حرفه‌ای، تخصص‌گرایی فاقد اهمیت، فقدان امکانات هنری، فضای محیطی نامناسب، ناکارآمدی سرفصل‌ها، نامناسب بودن محتوامنجر به ایجاد پدیده، هنر برنامه درسی ‌شان‌زدایی شده گردید. در این شرایط معلمان با اتخاذ راهبردهای تدریس رفع تکلیفی، همانندپنداری دانش‌آموزان با این پدیده مقابله می‌کنند که درنهایت پیامد این پدیده برای نظام اموزشی، اهمیت کاریکاتوری، کودک‌سازی هنر، دم دستی سازی برنامه هنر، برنامه مهجور مانده و پرورش مقلد، کودک‌سازی هنر بوده است.