نقش واسطهای خودپنداره در رابطه بین دلبستگی به والدین و همسالان با رفتارهای جامعه پسند
نویسندگان
1 استادیار، دانشگاه ازاد رودهن
2 دانشجوی دکتری
doi
چکیده
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش واسطهای خودپنداره در رابطه بین دلبستگی به والدین و همسالان با رفتارهای جامعه پسند بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل تمام دانشآموزان دختر متوسطه اول پایههای هفتم تا نهم مدارس نواحی یک و دو شهرستان همدان به تعداد 21690 بود. میشل 1993، نسبت 10 تا 20 آزمودنی به ازای هر متغیر مشاهده شده و گاداگنولی و ولیسر (1998) نیز در پژوهش با رویکرد الگویابی و تحلیل مسیر، نمونهای با حجم 300 تا 450 نفر را ضروری میدانند. بنابراین در این پژوهش با در نظر گرفتن احتمال ریزش نمونه۵70 نفر، به روش نمونه برداری تصادفی دو مرحلهای به این صورت که از هر ناحیه 2 مدرسه به نام مدرسه شاهد 1 و 2 و مدرسه فروغ و فاطمه الزهرا و از هر مدرسه 4 کلاس انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان آرمسدن و گرینبرگ (1987)، پرسشنامه خودپنداره ساراسوت 1984 و مجموعه شخصیت جامعه پسند پنر، فریتشر، کریگر و فرایفلد (1995) بود. پس از حذف 48 پرسشنامه مخدوش و 2 داده پرت، دادهها با استفاده از روش الگویابی معادلههای ساختاری تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که ضریب مسیر غیرمستقیم دلبستگی به همسالان با رفتارهای جامعه پسند (064/0=β، 001/0=P)، دلبستگی به پدر با رفتارهای جامعه پسند (033/0=β، 018/0=P) و دلبستگی به مادر با رفتارهای جامعه پسند (022/0=β، 037/0=P) مثبت و معنادار است. نتیجهگیری: پیشنهاد میشود برای کاهش رفتارهای ضداجتماعی و افزایش رفتارهای جامعه پسند در مدارس، برنامههایی جهت ارتقای خودپنداره نوجوانان و ترمیم دلبستگی آنها با والدین و همسالان تدوین شود