مؤلفههای جامعۀ آرمانشهر در شعر شاملو: با نگاهی تطبیقی به برخی از آرای فارابی و تاس مور
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر. کرمان. ایران )نویسنده مسئول(
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارس ی دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22059/jsal.2020.78618چکیده
هر انسانی با آرمانها و آرزوهایش زندگی میکند و در واقع همین نکته است که امید را زنده نگه میدارد و زندگی را تداوم میبخشد. از آنجا که دنیای معاصر پر است از دغدغههایی که روح انسان را به پوچی و افسردگی سوق میدهد؛ لذا تفکر درباره آرمانشهر، میتواند التیامی بر دردها و نومیدیها باشد. شاعران همواره جزء کسانی بودهاند که این تفکر را در شعرشان بهخوبی ارائه کردهاند. شاملو، شاعر معاصر ایران، شاعری مبارز که درد اجتماعی، رؤیای جامعه آرمانی را در سر میپرورانده و شعرش نمایانگر رؤیای اوست. او برای توصیف جامع دلخواهش و بهدستدادن ساختاری جهانی، به نظریهپردازان آرمانشهری شرق و غرب؛ چون فارابی توجه داشته است. بنابر مطالعه این پژوهش، مهمترین شاخصههای ایدئولوژیکی شاملو، سعادتخواهی برای بشر، امید به نجات اجتماع و بهبود روابط انسانی با طبیعت، انسان و خداست. همچنین ساختار جامعه آرمانشهری او متشکل از شهروندانی است که عقلانیت دارند و به اخلاق و امنیت اجتماعی اهمیت میدهند. مالکیت در آن جنبه عمومی و همگانی دارد و جامعه، بستری سالم برای تحقق عدالت و آزادی است.