جلوههای بیگانگی اجتماعی در منظومۀ «حیدربابایه سلام» شهریار
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران
doi
10.30465/scs.2024.49852.2904چکیده
غربتگزینی یکی از مهمترین بحرانهای انسان مدرن است. این پدیده با تغییرات شتابزدۀ جامعۀ ایران در دوران معاصر هر چه بیشتر آشکار شد. شهریار یکی از شاعران جریانساز دوران معاصر است که در اشعارش بیگانگی با بسیاری از مظاهر فرهنگی و اجتماعی مشاهده میشود. جامعهشناسی ادبیات با رویکردی میانرشتهای به تجزیه و تحلیل ادبیات با دیدگاهی اجتماعی میپردازد. این پژوهش بر آن است با روش تحلیل محتوای کیفی مظاهر بیگانگی در منظومۀ «حیدربابایه سلام» را بررسی کند. به همین منظور «منظومۀ حیدربابایه سلام» اول و دوم با دقت واکاوی شد، سپس مظاهر بیگانگی در این منظومه تحلیل گردید. در این منظومه بیگانگی اجتماعی با مولفههای «عدم همسویی با وضعیت سیاسی و اجتماعی»، «احساس بیگانگی در برابر مدرنیته»، «سرخوردگی به دلیل از میان رفتن ارزشها»، «انزوای اجتماعی و شکایت از مردم» و «احساس تنهایی» بازتاب یافته است. نوستالژی و یاد خاطرات خوش گذشته، بازگشت به طبیعت روستایی و دوران کودکی واکنش روحی شاعر برای جبران احساس بیگانگی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد بیشترین جلوههای بیگانگی اجتماعی در منظومۀ «حیدربابایه سلام» در حوزۀ «عدم همسویی با وضعیت سیاسی و اجتماعی» و کمترین جلوۀ بیگانگی مربوط به «احساس بیگانگی در برابر مدرنیته» و «انزوای اجتماعی و شکایت از مردم» است.